عضویت

معیارهای سخن گفتن به روایت قرآن

  • 3,833 بازدید
  • تاریخ:
  • ۱ نظر

زبان از نعمتهای بزرگ آفریدگار هستی است. خداوند متعال در سوره بلد پس از ذکر سوگندهایی پر معنا و اشاره به زندگی پررنج انسان، شماری از مهمترین نعمتهایی را که به بشر ارزانی داشته یادآور می شود که یکی از آنها نعمت زبان است: «آیا برای او دو چشم قرار ندادیم و یک زبان و دو لب؟»

 

 

\"\"

معیارهای سخن گفتن به روایت قرآن
نویسنده:محمدحسن درایتی
منبع:روزنامه قدس
اشاره: زبان از نعمتهای بزرگ آفریدگار هستی است. خداوند متعال در سوره بلد پس از ذکر سوگندهایی پر معنا و اشاره به زندگی پررنج انسان، شماری از مهمترین نعمتهایی را که به بشر ارزانی داشته یادآور می شود که یکی از آنها نعمت زبان است: «آیا برای او دو چشم قرار ندادیم و یک زبان و دو لب؟» زبان از اعضای شگفت انگیز بدن انسان است و وظایف بزرگی را عهده دار می باشد که از مهمترین آنها سخن گفتن است. ایزد متعال در قرآن کریم پس از ذکر خلقت انسان، از نعمت بیان، سخن گفته و فرموده است: «خدای رحمان، قرآن را یاد داد، انسان را آفرید، و به او «بیان» را آموخت».

نگاهی به آفتهای کلام

باید به یاد داشت که توان تکلم، با آن که از نعمتهای گران سنگ پروردگار و از خصایص بشر است و با آن که فوایدی بسیار را در راه رشد و تکامل انسان در بردارد، می تواند منشأ بسیاری از ضررهای مادی و معنوی شود و گاه انسان را به پرتگاه سقوط بکشاند. از این رو، بر هر فردی است که مراقب زبان خویش باشد، زیرا بیشترین گناه از زبان سر می زند. قرآن کریم در آیات زیادی به زشتیهای گفتار اشاره می کند و روایات بسیاری نیز در این باره از معصومان(ع) رسیده است. امیرمؤمنان(ع) می فرماید: «بلا و مصیبت انسان در زبان اوست.» و یا می فرماید: «مرد باید زبانش را حفظ کند، زیرا همانا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت می اندازد. به خدا سوگند، پرهیزگاری را ندیده ام که تقوا برای او سودمند باشد، مگر آن که زبان خویش را حفظ کرده بود.»

معیارهای ارزشی گفتار

قرآن کریم معیارهایی را برای گفتار بیان داشته که برخی از آنها را یادآور می شویم:
۱- عقلانیت و اندیشیدن: اندیشه و خردورزی، مهمترین تکیه گاه اسلام در عقاید، اخلاق، کردار و گفتار است. از نظر این آیین توحیدی، انسان حق ندارد آنچه را که عقل نادرست می داند، باور کند؛ صفاتی را که خرد ناپسند می داند، بدان متصف شود؛ رفتاری را که عقل ناشایست می داند انجام دهد و گفتاری را که خرد بی ارزش و ناهنجار می داند به زبان جاری کند. در روایتهایی که از امامان معصوم(ع) به دست ما رسیده است نیز،داریم که ایشان سخنی را با ارزش می دانند که همراه با اندیشیدن باشد. امام علی(ع) می فرماید: «اندیشه کردن در گفتار، ایمن می سازد از لغزش.» و نیز می فرماید: «کسی که در کلام خود تجسس و تفحص و تأمل کند، غلط او کم شود.» از مجموع آیات و روایات، این مطلب به دست می آید که کلامی دارای ارزش و اعتبار است که خردمندانه و همراه با خردورزی و اندیشیدن باشد؛ یعنی افزون بر عاقلانه بودن گفتار، گوینده قبل از سخن گفتن در گفتار خویش اندیشه نموده و آنگاه لب به سخن باز کند، زیرا «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.»
2- علم و آگاهی:قرآن مجید یکی از معیارهای ارزشی را در تمامی برنامه های بشر و از جمله در گفتار، علم و عمل می داند. از این رو،
انسان را از برپایی نماز در حال مستی باز می دارد و علت آن را آگاهانه سخن گفتن انسان ذکر می کند و می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می گویید…». قرآن یکی از علتهای حقانیت و برتری سخنان نوح(ع) را، علم و آگاهی آن حضرت به پروردگارش دانسته و می گوید: «رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ می کنم و خیرخواه شما هستم و از خداوند چیزهایی می دانم که شما نمی دانید».
از مجموع آیات، این مطلب به دست می آید که یکی از معیارهای ارزشی گفتار، آگاهانه بودن آن است و سخنی که ناآگاهانه به زبان آید بسیار سست، پست، بی ارزش و ناپسند است.
۳- عمل: از معیارهای ارزشی دیگر سخن، عمل گوینده به کلام خویش است. خداوند متعال در آیاتی، از گفتار بدون عمل نهی کرده و آن را نکوهش نموده و مورد خشم و غضب خود دانسته است: «ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید».
4- حق و استوار: پروردگار متعال در قرآن مجید مؤمنان را به گفتار حق و همراه بودن سخن با برهان و استحکام، دعوت و فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن حق ]و استوار[ گویید.»
6- رعایت ادب: از دیدگاه قرآن کریم، گفتاری با ارزش است که همراه با فرهنگ و ادب باشد. سخنی که فی نفسه باارزش باشد (مانند آیات شریفه قرآن) ولی اگر گوینده با رعایت نکردن ادب، آن را به زبان آورد، سخنی بی ارزش و بی اثر خواهد بود. از این رو، پروردگار عالم آنگاه که موسی و هارون را مأمور به رفتن پیش فرعون و دعوت او می نماید، می فرماید: «با او سخنی نرم گویید، شاید که پند پذیرد یا بترسد».

آداب سخن گفتن

سخن گفتن، همچون دیگر کارهای شرعی، ادب خاص خود را می طلبد که در این مختصر به آن می پردازیم و یادآور می شویم آنچه در این بحث مطرح می شود، عملی کردن آن مختص به گروهی خاص نمی باشد، بلکه عمومیت دارد و لازم است در رابطه با تمامی انسانها اعم از مرد و زن، مؤمن و کافر، بزرگسال و خردسال، دانا و نادان به اجرا درآید.
۱- نیکو سخن گفتن و رعایت عفت کلام: در آیات مختلف قرآن کریم، خداوند متعال با پیامبران، ملائکه، مؤمنان، عموم مردم و حتی با کفار و مشرکان، ادب در کلام را کاملاً رعایت می کند. به مؤمنان نیز دستور می دهد با دیگران زیبا سخن گفته و از به زبان آوردن گفتار زشت و بی ادبانه (حتی در مقابل کافران و ابلهان) دوری گزینند: «با مردم (به زبان) خوش سخن بگویید» و نیز می فرماید: «و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند، که شیطان میانشان را به هم می زند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است.»
2- آهستگی در کلام: آهسته سخن گفتن از بهترین و زیباترین آداب گفتار و نشانه ادب است. قرآن کریم مسلمانان را به رعایت این خصلت بزرگ و با ارزش دعوت کرده و صدای افرادی که با فریاد سخن می گویند را به صدای درازگوش تشبیه نموده است: «]لقمان به فرزند خود گفت: ای پسر من [در راه رفتن خود میانه رو باش، و صدایت را آهسته ساز که بدترین آوازها بانگ درازگوشان است»
3- پرهیز از بیهوده گویی: ادب اقتضای آن را دارد که گوینده در گفتار خود از سخنان لغو و بیهوده دوری نموده و کلمات شیوا و مفید را به زبان آورد. بیهوده گویی یکی از اخلاق ناپسند است که ایزد منان دوری از آن را یکی از ویژگیهای مؤمنان برشمرده است: «]مؤمنان رستگار شدند [و آنان که از بیهوده روی گردانند». در قرآن کریم برای هر گفت و شنودی، نوع و شیوه ای خاص از گفتار توصیه شده، مانند قول حسن، قول معروف، قول کریم و استفاده از بعضی شیوه ها مانند مکالمه با صدای بلند، یا با ناز و کرشمه مورد نهی قرار گرفته است.
۳- استواری کلام: با پایه و اساس سخن گفتن را خداوند متعال به مؤمنان دستور می دهد و به آنان تأکید می کند که این گونه با یکدیگر سخن بگویند: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید و سخنی استوار گویید».
4- سوژه به دشمن ندادن: بر مؤمنان لازم است علاوه بر استوار سخن گفتن؛ به گونه ای تکلم کنند که کفار، مشرکان و منافقان آنان را به استهزا نگیرند و به عبارت دیگر، مؤمنان باید با یکدیگر به گونه ای سخن بگویند که سوژه به دشمن ندهند. »
5- سخن گفتن با پدر و مادر: قرآن کریم برای پدر و مادر مقام و جایگاه بلندی را قائل است و در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره مبارکه اسراء دستورهای بسیار مهمی را به فرزندان می دهد که پاره ای از آنها را یاد آور می شویم:
الف)از به کار بردن کلماتی که خلاف ادب و احترام است مانند گفتن کلمه «اف» که ناراحتی فرزند را می رساند خودداری نمایند: «به آنها حتی اف مگو»
ب) از گفتن کلماتی که باعث رنجش آنان می شود بپرهیزند، مانند داد زدن و یا درشت سخن گفتن با آنان: «به آنان پرخاش مکن»
ج) بر فرزندان لازم است با پدر و مادر، شایسته و با بزرگواری و کریمانه سخن بگویند و از به کار بردن کلمات زشت و ناشایست بپرهیزند: «و با آنان سخنی شایسته بگوی»
د) بر فرزندان واجب است با پدر و مادر متواضعانه سخن بگویند و از به کار بردن کلمات و سخنان متکبرانه دوری نمایند: «و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر»
ه) بر فرزند است که از خدای تعالی برای والدین خود طلب خیر و برای آنان دعا کند و رحمت و آمرزش پروردگار را خواستار شود: « و بگو پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در خردی پروردند».
6- سخن گفتن با فرزندان: قرآن بر والدین لازم می داند در گفت و شنود با فرزندان خود، نکاتی را رعایت کنند که در اینجا به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:
الف) ادب، مهربانی و دلسوزی: در آیات مختلف قرآن، پیامبران الهی مانند نوح، ابراهیم، یعقوب و لقمان(ع) فرزندانشان را با کلمه «یابنی» مورد خطاب قرار داده اند و این کلمه، علاوه بر این که رعایت ادب را نسبت به فرزند همراه دارد، دلسوزی و شفقت را نیز می رساند.
ب) اندرز و نصیحت: داستانهای مختلفی را که قرآن مجید از پیامبران الهی(ع) نقل کرده است، بیان کننده این مطلب است که بزرگواران، فرزندانشان را با استفاده از بهترین روش، یعنی مؤدبانه و با مهربانی و دلسوزی، موعظه، نصیحت و پند و اندرز داده و خطرات دنیایی و آخرتی کردار و پندار را به آنان گوشزد می کردند: «و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش – در حالی که وی را اندرز می داد – گفت: ای فرزندم، به خدا شرک میاور که به راستی شرک ستمی بزرگ است».
7- گفتار مسؤولان: در جامعه اسلامی انسانها دارای حقوق خاص خود می باشند و سخن مؤمنان باید به گونه ای باشد که حق انسانها را به ایشان برساند، نه این که حق آنان را از بین ببرد، به خصوص افرادی که کلام آنان زمینه نفع و زیان را برای دیگران به بار می آورد، مانند سخن مسؤولانی چون قاضی، شاهد، داور و کارشناسان، مفتیان و …
قرآن مجید به این گونه افراد دستور می دهد عادلانه سخن بگویید: «و چون ]به داوری یا شهادت [سخن گویید، دادگری کنید ]و عادلانه سخن بگویید[، هر چند ]درباره[خویشاوند ]شما [باشد».
علامه طباطبایی(ره) در این باره می گوید: باید مراقب گفتارهای خود باشید، و زبان خود را از حرفهایی که برای دیگران نفع یا ضرر دارد حفظ کنید، و عاطفه قرابت و هر عاطفه دیگری شما را به جانبداری بی جا از احدی وادار نکند.
۸- سخن گفتن شاگرد و استاد با یکدیگر: قرآن کریم برای گفتگوی شاگرد و استاد با یکدیگر دستورهایی می دهد که بیشتر در آیات ۶۵ – ۷۸ سوره مبارکه کهف، در گفتگوی حضرت موسی(ع) (به عنوان شاگرد) با حضرت خضر(ع) (به عنوان استاد) نمود پیدا کرده است. شیوه های سخن گفتن شاگرد با استاد را که در این آیات نمود می یابد، می توان این گونه برشمرد:

الف) رعایت ادب و فروتنی: موسی(ع) در گفتگو با معلم خود، با کمال ادب و فروتنی سخن گفت، زیرا از معلم خویش اجازه گرفت و به صورت پرسشی با او سخن گفت: «من از تو پیروی می کنم؟ تا از آنچه به تو تعلیم داده است و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟»
ب) پاسخ استاد را مؤدبانه گفتن: آنگاه که خضر(ع) به موسی(ع) گفت: «تو هرگز نمی توانی همپای من صبر کنی»، شاگرد با کمال ادب و احترام پاسخ استاد خویش را داد و گفت: «ان شاءا… مرا شکیبا خواهی یافت». جمله «خواهی یافت» و موکول کردن آن به مشیت الهی، ادب موسی در مقابل معلم را بیان می کند.
ج) در هنگام لغزش و اشتباه از معلم عذر خواستن: وقتی موسی(ع) شرط استاد را به اشتباه زیر پا نهاد و بدین گونه لغزشی از او سر زد، با عباراتی مؤدبانه (آیات ۷۳ و ۷۴ سوره مبارکه کهف) از معلم خود عذر خواهی کرد.
۹- شیوه سخن گفتن استاد با شاگرد: بر معلم لازم است علاوه بر رعایت ادب در گفتار خویش به چند نکته دیگر نیز توجه کند:
الف) لغزشهای شاگرد را به او گوشزد کردن: خضر(ع) در سه مورد که شاگردش اشتباه کرد، گاهی با جمله «آیا نگفتم که تو هرگز نمی توانی همپای من صبر کنی» و در آخر با جمله «این بار دیگر وقت جدایی میان من و توست» لغزشهای شاگرد را به او گوشزد کرد.
ب) با آن که حضرت خضر(ع) در ابتدا با شاگرد خود شرط کرده بود که از او سؤالی نکند، ولی در پایان به او فرمود: «بزودی تو را از تأویل آنچه نتوانستی بر آن صبر کنی آگاه خواهم ساخت» و به تمام سؤالات موسی(ع) پاسخ داد.
۱۰- شیوه سخن گفتن زنان با نامحرمان: خداوند متعال، خطاب به زنان پیامبر(ص) چنین می فرماید: «ای همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان ]دیگر [نیستید، تقوا پیشه کنید، پس به ناز سخن مگویید تا آن کس که در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید». از آیه شریفه استفاده می شود که بر زنان لازم است در سخن گفتن با نامحرمان افزون بر رعایت آداب گفتار، دو نکته دیگر را نیز عملی سازند:
الف) خضوع در گفتار، به گونه ای که سخن ایشان اشاره به فروتنی، تسلیم و فرمانبرداری بدون قصد را داشته باشد .
ب) بر ایشان لازم است با «قول معروف» و کلام شناخته شده با نامحرمان تکلم نمایند، به گونه ای که سخن ایشان موجب آرامش و اطمینان شنونده شود، نه باعث اضطراب و تشویق خاطر او، سخنی زیبا و به دور از اشاره به فساد و ریبه، سخنی که شرع و عرف اسلامی آن را شایسته و پسندیده می داند و آن کلام، موافق با دین و اسلام است.

نظر برای معیارهای سخن گفتن به روایت قرآن

پاسخ دهید

دسته بندی

آمار سایت