عضویت

پژوهشی در عروسک امریکایی باربی

  • 5303 بازدید
  • تاریخ:
  • ۶ نظر

آیا از عروسکی که برای فرزندتان میخرید اطلاعی دارید؟

آیا میدانید چه افکاری در پشت ظاهر زیبا ، فریبنده و معصوم باربی وجود دارد؟

در سال ۱۹۴۹ کمپانی متل ، امتیاز عروسک آلمانی لی لی را خرید.

لی لی عروسکی بود که از یک زن خیابانی آلمانی به همین نام الگو برداری شده بود ؛ پس از مقداری تغییرات در صورت بندی لی لی ، باربی به دنیا آمد ؛ باربی گرفته شده از نام باربرا دختر رئیس کمپانی متل است ؛ طراح تغییرات باربی ، جک رایان طراح موشک در وزارت آمریکا بود و دلیل انتخاب وی ، آشنایی و استعداداش در شناخت فرم و هیکل زنان بود.

در سال ۱۹۵۹ هر عروسک باربی به قیمت ۳ دلار فروخته میشد که بعدها عروسکهای ساخت کمپانی متل به قیمت ۴۵۰۰ دلار فروخته شد ؛ فروش این عروسک به گونه ای بود که در هر ۲ ثانیه ۵ باربی در جهان فروخته میشد که ثروت عظیمی را به جیب این شرکت آمریکایی سرازیر میکرد.

اگر تعداد عروسکهای باربی تولید شده این شرکت را در کنار هم طوری قرار دهیم که پای هر کدام بالای سر دیگری باشد ، رشته ای از عروسک باربی در می آید که ۷ بار دور کره زمین دور خواهد زد!

تنها در ایتالیا تعداد عروسکهای باربی بیش از جمعیت این کشور است!

باربی مبلّغ

باربی فقط یک عروسک نیست که در دستان کودکان وجود دارد ، بلکه یک مبلغی بسیار قوی و موثر است که فرهنگ زن غربی را به کودکان و حتی بزرگسالان ما آموزش میدهد.

باربی دختری است بلند بالا ، با موهایی بور ، چشمانی آبی و درشت ، بینی کوچک و به قول معروف عمل کرده ، لبانی درشت و قرمز ، ناخنهایی با لاک قرمز و لاغر و بسیار ظریف…

همین وضعیت ظاهری و جسمانی باربی باعث مشکلات فراوانی در کودکان و نوجوانان دختر شده است ، تا آنجا که از زبان هر دختری میشنویم که اندام فلانی مثل باربی بود ، آرایش باربی کرده بود ( آرایشی که به همین نام هم اکنون در دنیای ما به روز و مد شده است).

دختر ۵ ساله ای را میشناختم که بعد از هر بار غذا خوردن در مقابل آینه می ایستاد و با نگرانی به اندام خود نگاه میکرد که نکند از حالت لاغری و باربی بودن بیافتد!

حتی در آمریکا که نباید کسی دچار سوء هاضمه شود ، مشاهده  شده است که دختران وقتی به سنین ۲۴ -۲۵ سال میرسند دچار سوء هاضمه میشوند ، بعد از پیگیریهای مکرر به این نتیجه میرسند که به خاطر شباهت اندامی به باربی این دختران از کودکی تغذیه درست و مناسب را بر خود حرام کرده اند و الان نتیجه اش را میبینند! این موضوع فقط در آمریکا نبود بلکه در کشورهای ژاپن و چین و حتی ایران هم قابل ملاحظه بود!

اکنون فقط گوشه ای از آثار مخرب باربی را آن هم فقط از لحاظ ظاهری بررسی کردیم ، دسیسه های شیطانی این عروسک فقط به همین جا ختم نمیشود!

باربی علاوه بر این که فقط قسمت کوچکی از دنیای یک دختر بچه باشد ، توانسته است زندگی کودک را تسخیر خود کند؛ باربی با پوشیدن لباسهای مختلف و حتی زننده ، ذهن و فکر کودک را به آنچه که سازندگان این عروسک میخواهند سمت و سوق میدهد.

این از آنجایی معلوم است که باربی با هر نوع مدل و اسمی وارد بازار شده است:

باربی رقاص، باربی دوچرخه سوار ، باربی فاحشه ، باربی ضد تروریست ، باربی کماندو، باربی انتحاری ، باربی حامله و…

برای ساخت هر کدام از این مدل عروسکهای باربی هدفی اختیار شده است که به طور خلاصه گفته میشود

باربی حامله

چون مطرح میشد که ترکیب اندام باربی هیچ گاه به هم نخواهد خورد ، لذا در تربیت دختران برای این که در سنین بزرگسالی هیچ گاه آبستن نشوند ، در حفظ تناسب اندام آنان بسیار موثر بود. در دهه ۹۰ میلادی به دلیل کاهش نرخ تولد در غرب به ویژه در امریکا ، باربی برای تربیت دختران وارد صحنه میشود و در ۱۹۵۵ این عروسک با یک جنین در شکم خود ، به بازار عرضه شد تا دختران نوجوان با وضع حمل باربی به دست خود اشتیاق مادر شدن را بیابند .

باربی رقاص

 بعد از عرضه این نوع باربی که با تکان دادن کمر و اندام و دستهای خود و خواندن موسیقی راک ، تصویری از یک زن خواننده غربی را در بر می گرفت ، از دختران و کودکان دنیا دعوت میکرد برای رقصیدن و آوازه خوانی و برای این طرح خود کارتون باربی بالرین را ساختند که باربی به دختر کوچکی که نمیتواند برقصد ، اعتماد به نفس میدهد تا بتواند به خوبی رقص باله را انجام دهد!

باربی دوچرخه سوار

دوچرخه سواری برای یک دختر در فرهنگ غرب ممکن است معمولی و خیلی عادی باشد ولی در جوامع اسلامی یک نوع بی فرهنگی و شاید هنجار شکنی به حساب آید ولی متفکران غربی ، باربی را با دوچرخه و لباسهای نامناسبی که در حال دوچرخه سواری بر تن کرده است به معرض نمایش گذاشتند تا علاوه بر این که دختر جامعه اسلامی را بر روی زین بنشانند ، دختر غربی را با لباسی بدن نما و بسیار نامناسب تشویق به رکاب زدن کنند! از نظر علمی نشستن دختر و زن بر روی زین مثل دوچرخه یا اسب باعث تحریک اندام حساس زنانگی شده و بسیار محرک است تا جایی که با ساختن فیلمهایی مستهجن به طور مستقیم نشان دادند که با زین دوچرخه میتواند یک دختر خودش را ارضا کند! وهمچنین در حدیثی از پیامبر اسلام آمده است که زنان خود را بر زینها ننشانید که فرجهای آنها به حرکت در می آید.

باربی فاحشه

 این باربی که با داشتن لباسهای عجیب و همچنین وسایل جانبی عجیبتر که مخصوص فاحشه های مشتغل در کلوپ ها و فاحشه خانه های غربی است ، چهره جدیدی از باربی به جهان ارائه کرد ، آشکارا به تبلیغ فساد و فحشا می پرداخت ، مخصوصا وقتی که با فشار دادن قسمتهای جالبی از بدن این عروسک ، صداهایی بسیار محرک و تکان دهنده شنیده میشد و نفس نفس زدنهای باربی همه چیز را به مخاطب منتقل میکرد ؛ البته توجه داشته باشید که این عروسک را برای کودک ۳ تا ۱۰ ساله ساخته اند!!!

باربی انتحاری

 این باربی با داشتن کمربندی از نارنجک و بمب به دور خود با فشار دادن یک دکمه ، با فریاد الله اکبر منفجر میشد ، این باربی برای مقابله و مسخره کردن روحیه شهادت طلبانه در سرزمینهای اشغالی ساخته شده بود، به طوریکه این کار را برای کودک ، یک امر مسخره و بسیار وحشتناک نشان میداد.

باربی کماندو

 این باربی در زمان جنگ با افغانستان و عراق ساخته شد با لباسی کماندویی و تفنگی در دست که نشانگر یک سرباز امریکایی بود ، با این کار دختران را تشویق به رفتن به ارتش و جنگ میکردند

باربی ضد تروریست

این باربی بعد از حمله به برجهای دوقلوی نیویورک ساخته شد و بهانه خوبی بود برای این که به دنیا نشان دهند که امریکا مخالف تروریست هست و اینجا بود که باربی را روح آمریکایی نامیدند!

فرهنگ عروسکی!

عروسک و در کل اسباب بازی قویترین وسیله ایست که میشود بر افکار عقاید و شخصیت کودک حکم فرمایی کرد، برای پی بردن به این موضوع راه ساده ای وجود دارد ، به رفتار فرزندتان دقت کنید و ببینید که یا کودکتان شبیه عروسکش میشود و یا عروسکش را شبیه خودش میکند!

عروسکی به نام اسماعیل ساخته شد که نشان از مسلمانی داشت که به خاطر فلج بودن روی ویلچر نشسته بود، اسماعیل نماد مسلمانان بود و همچنین تحقیر مسلمانان و تحقیر و بدبخت نشان دادن یک مسلمان با اسمی که برگرفته شده از اسم جد پیامبر اسلام ، دقیقا همان نسلی که یهود و غیر یهود از هم جدا شدند!

همچنین ساخت عروسک پاپ بندیک که پاپ را کودک زیبایی نشان میداد و در هنگام خرید آن عروسک یک شنل هم هدیه میگرفتید تا به پاپ بپوشانید و ترویج فرهنگ مسیحیت بود.

یا عروسکی در ایران به وفور دیده ایم ، پسری که با پایین دادن شرتش ، ایستاده ادرار میکند و دقیقا به کودک و حتی بزرگترها آموزش میدهد که ایستاده ادرار کردن هم ممکن است و هم لذت بخش!!!

و عروسکهایی که متشکل از یک دختر و پسر بوده و از دور بهم میرسند و لبهای همدیگر را میبوسند که این کار آموزش یک حرکت کاملا س.ک.س.ی و جنسی است!

عروسک و اسباب بازی ، تنها یک سرگرم کننده  کودک نیست بلکه وسیله ایست برای شکل دهی و انتقال عقاید و فرهنگ به کودک.

کمپانی متل ، سازنده باربی هم از این قاعده استثنا نبوده و نیست ؛ برای مثال ، این کمپانی برای ترویج و تبلیغ فساد در کودکان ، عروسک کِن را وارد بازار کرد. کن پسری بود تقریبا شبیه باربی و خصوصیات همان عروسک را داشت. این دو عروسک یعنی باربی و کن برای مدت زیادی باهم دوست بودند و ازدواج نکردند! ( دقیقا با این روش ، رواج دوستی با جنس مخالف قبل ازدواج را آموزش دادند و همین عامل باعث شد که دوستیهای جنس مخالفی ، بیشتر شود و همچنین افزایش تولد نوزادان نامشروع و یا سقط جنین مخصوصا در کشورهای غربی رو به افزایش گذاشت)

دولت مردان غربی که وخیم بودن اوضاع را دیدند ، باز از جادوی باربی کمک گرفتن و پس از مدتها دوستی باربی و کن ، سرانجام این دو عرسک با هم ازدواج کردند!

باربی یعنی اعتیاد!

دختری که عروسک باربی را مهمان خانه و تنهایی خویش میکند ، به مرور زمان و به ناچار مشتاق خریدن دیگر وسایل باربی و یا وسایل مورد نیاز خود با آرم باربی میشود! این علاوه بر اشتیاق بیشتر کودک به باربی ، باعث اعتیاد و تمایل بیشتر برای جمع آوری کلکسیون باربی میشود ؛ این درست مانند زمانی بود که در چین تریاک رایگان پخش میکردند که برخلاف این که فکر میکنیم ضرر بود ، درست بالعکس همه مردم را معتاد به خود میکردند و سرمایه ای بود که به جیب سودجویان وارد میشد!

باربی هم به همین شکل کودکان ما را وابسته و محتاج به خود کرده است و هر روز با یک وسیله جدید با آرم باربی ، سودهای کلانی را به جیب خود میزند!

باربی و جامعه

متاسفانه افکاری که در پشت باربی پنهان شده است آنقدر قویست که فقط کودکان را مجذوب خود نکرده ، بلکه بزرگترها و حتی مادران و پدران کودکان را به سمت خود کشیده است ، برای اثبات مدعای خود نظر شما را به موارد و مشاهدات زیر جلب میکنم و رد و قبول این نظر را به عهده خودتان میگذارم

! در تهران بیشتر از ۳۰ سالن بدنسازی مخصوص بانوان وجود دارد که با نام باربی مشغول به فعالیت هستند و عمده کسانی که ثبت نام کردند دختران بالای ۱۸ سال بوده اند که درخواست حرکات ورزشی به سبک باربی را داشته اند ، برای رسیدن به فرم و اندام باربی!

! بیشترین عمل زیبایی بینی مربوط میشود به مدل عروسکی که در حال حاضر به مدل باربی معروف است

! آرایش باربی که مد روز خیابانهای ایران است و مشتری فراوانی دارد!

! مدل لباسهای باربی که خوشبختانه فقط در عروسیها و مهمانیها مشاهده میشود و الحمدلله وارد خیابانها نشده است ( البته گهگاه مشاهده میشود ولی به ندرت وجود دارد)

! نامیدن فرزندان دختر به نام باربی که اداره ثبت احوال مانع این نامگذاری شناسنامه ای شده است ولی با گزارشی که داده شده بود از یکی از ثبت احوالهای شهر مشهد مراجعه کننده برای ثبت نام باربی قابل ملاحظه است!

! فراوان شدن رنگ موی بور که مختص باربی است و رنگهای کاهویی و سفید مایل به خاکستری!

! عوض شدن ذائقه مردان ایرانی که در این باره بیشتر بحث خواهیم کرد

! تمایل پسرهای جوان برای رنگ گردن موی خود به طلایی و لاغر و استخوانی بودن!

! استفاده از لنزهای رنگی (هم پسر و هم دختر) برای داشتن چشمهای رنگی

! تمایل مردم و جامعه به بازیگران و هنر پیشه های چشم رنگی سینما و تلویزیون

! استفاده بسیار زیاد و شدید از رنگ صورتی در خانمهای متاهل و حتی مادران !

!افزایش درخواست سزارین برای بهم نخوردن اندام لاغر و باربی وار زنان حامله!

! استفاده بیشتر از شیر خشک به جای شیر مادر دادن به نوزاد به دلیل بهم نخوردن فرم سینه و اندام باربی نشان!

و هزاران مورد دیگر که در اینجا مجالی برای بحث کردن در مورد آنها نیست…

عوض شدن ذائقه مردان و زنان ایرانی!

ایران سرزمینی کهن و با قدمت است که دارای فرهنگی غنی ، اصیل و با ریشه است!

ایرانیان افرادی بسیار باهوش ، خوش قلب ، با ایمان و بسیار زیبا بودند و هنوز هم اگر اصالت خود را فراموش نکنند سرآمد جهانیان هستند و خواهند بود اما…

ایرانیان از دوران باستان که زمان حکومت هخامنش و حتی قبل تر از آن بود تا حدود ۲۰ سال قبل همیشه زیبایی زنان را در چیزهایی میدیدند که اغلب زنان نژادها و قومهای دیگر غیر ایرانی فاقد آن بودند.

مثلا مرد ایرانی عاشق و شیفته زنی بود که دارای گیسوانی بلند و پرپشت ، پیچ و تاب خورده و موجدار با رنگی مشکی و یا تیره ، چشمانی درشت و فراخ که عنبیه آن مشکی و یا تیره باشد که دارای گیسوانی بلند و پرپشت ، پیچ و تاب خورده و موجدار با رنگی مشکی و یا تیره ، چشمانی درشت و فراخ که عنبیه آن مشکی و یا تیره باشد، ایروانی پر و کمانی و تیره ، صورتی کشیده و پر گوشت و مقداری گرد با پوستی سفید و تا حدودی مایل به سبزه که رنگ نباخته باشد ، بینی کشیده و صاف  ، دهانی کوچک و البته لبانی پر گوشت ، گردنی متناسب و نه دراز، سینه هایی برجسته ، ساق پای گوشت آلود و کمری باریک و اندامی برجسته و…

این طرز فکر و سلیقه مرد ایرانی را میتوان از اشعار شاعران قدیم و حتی معاصر ، از داستانهای قدیمی مانند لیلی مجنون یا داستانهای شاهنامه ، قصه های قدیمی ، نقاشیها و عکسهای قدیمی و حتی فیلمهای ایرانی قبل از انقلاب و اوایل انقلاب تا دهه ۶۰ و اواسط ۷۰ شمسی ملاحظه و مشاهده کرد.

شعری از شاهنامه:

پس پرده اندر یکی ماه روی                                          چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی

دو ابرو کمان و دو گیسو کمند                                        به بالا به کردار سرو بلند

شعری از لیلی مجنون نظامی:

زلفش چو شبی  رخش چو باغی                                     یا مشعله ای به چنگ زاغی

در هر دلی از هواش میلی                                            گیسوش چو لیل و نام لیلی

و بسیار اشعار دیگری هستند که جلوه های یک زن زیبای ایرانی پسند را نشان میدهد.

برویم سراغ مردهای ایرانی که مورد پسند زنان بودند :

مردانی چهار شانه ، ابروانی پر و تیره ، موهایی تیره و مرتب ، بینی کشیده و بلند ، چشمانی نافذ و مهربان و البته پر از غیرت و جذبه مردانگی ، پوستی بینابین روشن و سبزه ، لب و دهانی باریک و البته ریشی انبوه و مرتب که بر روی صورت موج میزند، دستانی محکم و گوشتی ، بازوانی قوی و پر ، پاهای گوشتی و قوی ، سینه ای فراخ و مملو از مو ، مقداری شکم (زنان قدیم و حتی اغلب زنان امروز از مرد لاغر بیزارند) ، و علاقه شدید به موی بدن مرد داشتند به حدی که مرد بی مو را مرد کامل نمیدانسته و آن را کوسج یا همان کوسه امروزی مینامیدند که یک کمبود و زشتی برای مرد به حساب می آمد

البته توجه داشته باشید که تمام این خصوصیات در یک مرد و یا یک زن جمع نمیشود ولی اغلبا  و نژادا مردمان ایرانی به این شکل بودند و علایقشان هم به همین نحو بوده است.

اما اکنون…

تبلیغات گسترده غرب از طریق ماهواره ، فیلم ، اینترنت و همین عروسک چند وجبی ، باعث شده است که نژادها و قومهای گوناگون مزاجشان تغییر کند و ذائقه دیگری داشته باشند که ما فقط درباره ایران بحث میکنیم.

مردان ما تحت تربیتهای شدید باربی ، به زنانی علاقه مند میشوند که شکننده مانند باربی باشند ، موهای بور ، چشمان رنگی ، بینی برگشته و سر بالا ، ابروانی مانند نخ و طلایی رنگ و پاهایی ظریف و لاغر و رانهایی که همانند ساق پا لاغر باشد… و زنان هم چون ذاتا علاقه به جذب مرد دارند دوست دارند که خود را به سلیقه مردان امروزی در آورند!

مردان و پسران جامعه امروزی ، از نظر ظاهر هم تغییر کرده اند!

مردان ایرانی که در دنیا به چشمانی روشن و موهایی تیره معروف بودند ، اکنون با رنگ کردن موهای خود به رنگهایی که دختران به آن رغبت دارند به گونه ای خود را همانند (کن) دوست پسر باربی میکنند، مردانی که ابهت و چهار شانگی آنها لرزه بر اندام دشمنان ایران می انداخت ، هم اکنون با بدنهایی لاغر و شکمهایی فرو رفته همانند قحطی زدگان آفریقایی در خیابانها جولان میدهند ؛ مردانی که بینیهای مردانه و کشیده خود را به تیغ میسپارند تا همانند باربی شود ! آیا یک بینی کوچک و برگشته بر صورت مرد همانند کودکی نیست که پشت فرمان یک ماشین شاسی بلند نشسته و رانندگی میکند!!!؟

مردانی که ابروان پر و کشیده انها دل هر زنی را میبرد ، اکنون با ابروهایی نخ وار و برداشته شده خود را شبیه به زنان و بهتر بگویم به الگوی خود یعنی (کن) میکنند!

مردانی که صدای انها رگهایی از مردانگی داشت الان با عشوه گری و نازک صدایی همانند زنان عشوه گری میکنند! مردانی که ریش آنها به منزله سر آنها بود اکنون به جای داشتن ریش بر صورت سرخاب سفیداب میمالند تا نازتر شوند! مردانی که موی بدن آنها ابهت مردانگیشان را در بر داشت و مرد بدون مو را همانند یک افلیج میدانستند ، هم اکنون با از بین بردن دائمی موهای بدنشان ، خود را شبیه به زنها میکنند و البته حق دارند ! چرا ؟ چون ( کن ) دوست پسر باربی هم اندام و بدن و پوستی زنانه دارد!

آیا ما در حال حاضر عروسکهای خیمه شب بازی نیستیم که به دست بیگانگان بازی داده میشویم؟

میدانید که حتی مزاج ما را نیز عوض کردند!

دیگر قرمه سبزی ، خورش قیمه ، چلو کباب و فسنجان جای خود را به پیتزا ، همبرگر و فست فود داده است!

آیا وقت آن نیست که هم خود و هم خانواده و هم کودکان خود را از این خودباختگی نجات دهیم؟!

ملکه زیبایی!

انتخاب ملکه زیبایی جهان در هر سال و تبلیغات گسترده آن را در اینترنت و شبکه های ماهواره ای ، موضوعی است که کمتر کسی ممکن است از آن بی اطلاع باشد.

این نهادینه کردن ملکه زیبایی علاوه بر تحمیل سلیغه و فرهنگ آمریکایی و غربی ، نقش بسزایی در عادی سازی انحرافات اخلاقی و ابتذال دارد که هدف عمده آنها از این مسابقه ، تغییر ارزشهای یک دختر (مخصوصا مسلمان) است. از این رو تمهیداتی اندیشیده شده است که دختران مسلمان شانس بیشتری در برنده شدن داشته باشند!

انتخاب یک دختر ایرانی الاصل مقیم کانادا در سال ۲۰۰۵ به عنوان مقام دوم ملکه زیبایی دنیا و طرح کاندیداتوری یک دختر افغانی الاصل آمریکایی ، هم زمان با اشغال افغانستان توسط آمریکا و همچنین شرکت ۴ دختر مسلمان از ترکیه ، عراق ، مصر و افغانستان در جشنواره ملکه زیبایی انگلستان رویکردی از این سنخ است.

معیارهای اصلی انتخاب ملکه زیبایی اعم از زیبایی چهره ، اندام ، لباس و استعداد و استقامت در رقص ، آواز و شنا و … باید مطابق با مدل باربی باشد و تنها ذائقه آمریکایی به عنوان ملاک و معیار داوران مسابقه قرار میگیرد.

در این میان از دخترهای سیاهپوست غالبا دورگه هایی که دارای پوستی نسبتا روشن ، لب و بینی نازک و ظریف هستند حضور می یابند. کسانی نیز در گزینه استعداد نمره عالی میگیرند که بهتر بتوانند رقص و آوازی غربی یا یا غرب پسند ارائه دهند. قالب و تناسب اندام – برآمدگی سینه و باسن ، لاغری شکم و گردن ، نازکی و کشیدگی ساق پا و… –  نیز باید مطلبق مدل باربی باشد و بدون آنها شرکت در مسابقه امکان پذیر نیست.

در این مسابقه عقاید شرکت کنندگان به ظاهر محترم است  ولی خودتان این محترم بودن عقیده را مشاهده کنید!

شرکت کنندگان باید در ۳ نوع پوشش (لباس محلی و وطنی ، لباس خواب و مایو) به رقابت بپردازند و چون لباسهای بومی و خواب کشورهای مختلف ، شانسی برای جلب نظر داوران مسابقه ندارند، ناچار شرکت کنندگان در این دو گزینه ، با تساهل و چشم پوشی داوران لباسهای س.ک.س و بدن نما بر تن می کنند و درنهایت کسی پیروز میدان میشود که بیشتر غربی باشد و این یعنی احترام به عقاید شرکت کنندگان!

تمام این تلاشها همانطور که قبلا عرض کردم ، فقط برای این است که ذائقه مرد و زن غیر امریکایی را عوض کنند و نتیجه آن این است که زن به دنبال باربی بودن و باربی شدن میرود و هرگز به آن نمیرسد و تا پایان عمر با این عقده و تحقیر شدن زندگی میکند و مرد هم به دنبال زن باربی نشان میرود و هرگز چنین زنی پیدا نمیکند و دیگر میشود آخر این ماجرا را خودمان حدس بزنیم!

غرب و ابتذال

ابتدا نظر شما را به گوشه ای از مقاله ای که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده بود جلب میکنم:

((شهرهایی چون واشنگتن ، نیویورک، شیکاکو، بوستون ، لس آنجلس، سانفرانسیسکو و چند شهر دیگر به عنوان مناطق خطرناک قلمداد شده اند ، زیرا هیچ گونه تامین جانی و ناموسی بر زنان وجود ندارد… کارآگاهان شخصی بوش هم قادر به مهار جنایات و تعرض به خانمهای جوان و دختران نیستند! و تنها رفتن به بیرون از خانه از ساعت ۸ شب برای زنان و دختران صد در صد مخاطره آمیز است.))

رهبر انقلاب هم در فرمایشات خود در دیدار با ارتشی ها اینگونه بیان کردند که ((الان در خیابانهای نیویورک و واشنگتن و جاهای دیگر ، آدم معمولی نمیتواند شب هنگام بدون اسلحه در خیابانها راه برود ! امنیتشان در این حد است. امروز در آن کشور آفت زده معنوی ، کودکان در خانه ها از دست پدر خوانده هایشان امنیت جنسی ندارند!))

از بحث دور نشویم که در ارتباط با باربی و آثار مخرب او است.

تمام این شعله ور شدنهای شهوانی و تعرضات و آزارهای جنسی از آنجایی نشأت میگیرد که زنان عریان و لخت را در جامعه به نمایش میگذارند و این عریان بودن به معنای لخت شدن و بی لباس بودن نیست بلکه طراحی و نمایش لباسی است که بیشتر باعث تحریک میشود تا لخت مادرزاد بودن!

در مقاله ای انگلیسی  بیان کرده بود که محققان با آزمایش به روی انسانهاس مختلف از هر نژاد و قوم و کشوری به این نتیجه رسیده اند که فیلمهای نیمه س.ک.س.ی که بازیگران آن بیشتر لباس بر تن دارند و با لباس س.ک.س میکنند و همچنین فیلمهایی که در آن زنان و مردان نیمه عریان هستند بسیار بیشتر از یک فیلم کاملا س.ک.س با بدنهای لخت بر رو ی افراد تاثیر می گذارد و باعث تحریک آنها میشود!!!

جوانی که چند سال پیش در مشهد در بازار جنت این شهر ، به دختری تجاوز کرده و وی را کشته بود! این گونه اعتراف کرد که من با دیدن مانتوی تنگ و بدن نمای دختر و اندامی که از زیر آن خودنمایی میکرد ، چنان از خود بی خود شدم که نتوانستم خودم را کنترل کنم و با ترفندی دختر را در مغازه نگه داشتم و … وی اقرار کرد که نگاه کردن یک فیلم مبتذل و کاملا س.ک.س.ی ان قدر او را تحریک نمیکرد که آن دختر با آن مانتو و ظاهر تحریک کرده بود!!!

پس آگاه بودن از این که لخت کردن زنان ، تنها به در اوردن لباس آنها نیست بلکه بیشتر پوشاندن لباسی بر آنهاست که حتی بتواند ایرادهایی که در اندام وجود دارد را بپوشاند و بیشتر محرک باشد! لباسهایی که بتواند به دیگران نشان دهد که شما اندامتان باربی است!

بهتر است از اندام باربی بیشتر بدانیم!

تصور عمومی از زیبایی اندام باربی ، بیش از آن که در واقع و به حقیقت آن باز گردد به ساماندهی ذائقه ها و افکارسازی رسانه عمومی مربوط میشود ، علاوه بر این اندام باربی به قدری معیوب  و غیر طبیعی است که پزشکان معتقدند ، انسان واقعی در صورت دارا بودن بدن باربی ، امکان راه رفتن ندارد ، مگر این که چهار دست و پا حرکت کند ؛ یعنی مدل باربی به گونه ای طراحی شده است که عملا امکان دست یابی کامل به بدان موثر نیست و این به همان معناست که زنان و مردان باید همواره علاوه بر داشتن غم و افسوس باربی شدن و باربی داشتن ، به سوی باربی شدن و باربی داشتن که مستلزم خرجهای هنگفت و گزافی است ، مستمرا به نوعی امریکایی شدن روی بیاورند و هر کدام به ناچار بخش هایی از اندام باربی را نمایندگی کنند.

قسمت قابل تامل این قضیه اینجاست که اندام باربی بیش از این که با آناتموی طبیعی بدن زنان طراحی شده باشد ، متناسب با میل جنسی مردان مهندسی شده است ؛ از این رو فمنیستها یا همان جنبش آزادی زنان نیز ، علم مخالفت با آن را بر افراشته اند ، آنها میگویند : اندام این عروسک مو تاب داده آمریکایی هیچ تناسبی با اندام واقعی زنان ندارد و بر اساس تخیلات  و انتظارجنسی مردان طراحی شده است و این زشتترین توهین ها به شخصیت والای زن است؛ چرا که در این نگاه زن انسانی بی روح است که ملعبه دست است و ارزشی جز برآوردن نیازهای جنسی مرد ندارد!

از لباس باربی بیشتر بدانیم!

دکتر حداد عادل در کتاب فرهنگ برهنگی مینویسد که :

((در چنین فرهنگی لباس وسیله ای برای پوشش تن نیست بلکه برای آرایش آن است . در چنین حال و هوایی که شخصیت زن به نمایش جسم اوست ، لباس او باید تنگ باشد تا همچون لعاب نازکی روی جسم او کشیده شود و خصوصیات جسمانی او را محو نسازد و باید کوتاه باشد تا هر چه بیشتر تن او را نپوشاند ! … لباس به تن کمک میکند تا به کمک آن بعضی از اندام خود را قالب و بعضی دیگر را قاب بگیرد! آنچه مدل لباس را تعیین میکند روانشناسی جنسی است و همواره مبتکران مدهای تازه ، در کار تنظیم نسبت میان برهنگی و پوشیدگی هستند تا بتوانند حد اکثر جلوه و جاذبه را در این جنس و حداکثر اشتیاق را در آن جنس دیگر ایجاد نمایند!))

باربی میکوشد که فرهنگ آمریکایی را بر جوانان کشورهای دیگر تزریق کند و این همانجایی است که ما ایرانیان با داشتن هزاران سال قدمت و سابقه هنوز نمیدانیم لباس سنتی ما چه بوده است ! ولی لباسهای باربی را با انواع و اقسام اسمها میدانیم و میشناسیم و از پوشیدن آن لذت که هیچ افتخار میکنیم و سر و گردن بالا می اندازیم!

برهنگی در غرب

ویل دورانت در باره زنان عصر رنسانس در غرب میگوید:

((گهگاه عشق به برهنگی چندان از اندازه میگذشت که اگر برخی از زنان کفش خود را از پا در می آوردند به کلی عریان میشدند . بیشتر زنان خود را در شکم بندهایی محبوس میکردند  که با چرخاندن کلیدی تنگتر میشد ؛ بدان گونه پتر ارک بر شکم آنان رقت می اورد و می گفت : چنان فشرده است که انان به خاطر خودسازی همان قدر رنج میکشند که شهیدان برای دین متحمل عذاب میشدند.))

شبکه امریکایی سی.بی.اس طی گزارشی ،برهنگی در قوانین موزه ای در در اتریش را به نمایش گذاشت!

ماجرا از آن قرار است که برهنه بودن بازدید کنندگان در این موزه موجب عدم نیاز آنان به خرید بلیت برای ورود اعلام شده است ، دسته های مختلف مردم که عریان و نیمه عریان بودند با پیشنهادی که از سوی مسئولان مبنی بر ورود رایگان اما لخت به داخل نمایشگاهی که حقیقت عریان نام گرفته بود ، رو به رو شده بودند و وسوسه شدند که دست به این کار زده ، یا اصلا چیزی نپوشند و یا با لباس شنا وارد شوند!

باربی نماد و سمبل فرهنگ عریان گرا و لذت جوی غرب ، مبلغ این نوع تفکر است ؛ چرا که هیچ گاه افسرده و پیر نمیشود و به طرق مختلف به زنان غرب و در محدوده وسیع تری به زنان ملتها می آموزد که چگونه جسم خود را در معرض غارت مردان قرار دهد ؛ باربی نماد س.ک.س است و س.ک.س بر خلاف پندار عمومی زنان غربی ، هرگز قادر نیست عشقی ماندگار را در دل مردان پدید آورد!

امروزه در آمریکا و اروپا رینگهای  شبیه به مشت زنی وجود دارد که مردم بلیط تهیه کرده و اطراف رینگ مینشینند و چند نفر مانند حیوان در وسط رینگ و در مقابل انظار بقیه عمل جنسی انجام میدهند تا آنها لذت ببرند!

ویل دورانت میگوید: (( در زمان رنسانس زن جوانی پس از تجاوزی که به وی شده بود خود را در آب غرق کرد ، آن زن بی شک منحصر به فرد بوده است ؛ زیرا پس از مرگ وی ، اسقفی در صدد برآمد تا مجسمه ای از او بسازد ! در سردابهای رم زن جوانی از طبقه نجبا خود را برای اجتناب از تعرض خفه کرد . جسد او با جلال فراوان در حالی که تاجی بر سرش نهاده بودند از کوچه های رم گذرانده شد.))

میبینید! پاکدامنی و اجتناب از فساد اخلاقی به قدری در اروپای عصر رنسانس یا دوره بلوغ عقلی اروپا ، کمیاب و نادر بوده است که زنان معدودی که برای فرار از این شرمساری خود را به آغوش مرگ می سپردند ، تا مقام قدیسان بالا میرفتند و پرستیده میشدند!

و اینک نوبت جوامع و ملتهایی با فرهنگی غنی و ریشه دار مانند ایران است که با قدرت لذت به ذلت کشیده شوند!

آیا خیابانهای شهرهای این مرز و بوم همانند دهه ۷۰ و ما قبل آن است؟

آیا دلیل به نمایش درآوردن اندام و چشم وابروی دختران ایرانی در کوی و برزن ، فقط این است که میخواهند تمیز و مرتب راه بروند یا به قولی میخواهند به مراد دل خویش بگردند؟

کسانی که در برابر این مطالب جبهه میگیرند و داد و فریاد بلند میکنند که چرا ما به باربی و معشوقه پلاستیکی آنها توهین کردیم ؛ آیا در برابر هتک حرمت به مقدسات و اعتقادات خود هم این قدر جسور و نگران هستند؟

میدانید آخرین افتضاحی که باربی و کارخانه سازنده وی به بار آورد چه بود؟

اخیرا گوشیهایی با رنگهای شاد و دختر پسند تولید شده است که اغلب و بهتر بگویم تمامی خریداران آن زنها ، دختران و دختر بچه ها هستند ! پس از مدتی کاشف به عمل آمد که تمامی این گوشیها به محض متصل شدن به کامپیوتر و یا ارتباط مستقیم با اینترنت  تمامی فایلها و عکسهای موجود در گوشی را به سایت کمپانی باربی منتقل میکند و این یعنی تجاوز به حریم خصوصی افراد ( که البته شکایتهای زیادی هم در بر داشته است)

آیا باز هم برای کودک و دختر خردسالتان که آرزوهای بزرگی برای او دارید محصولات باربی را میخرید؟

باربی و رقیبان ملی

در کتاب جنگ جهانی چهارم نویسنده در بخشی از کتاب اینچنین بیان میکند:

((آمریکاییها برای این که ژاپن را به زانو در بیاورند از طریق ترویج باربی و امثال آن در تربیت دخترهایشاون فعالیت کردند. آنقدر عروسک باربی را تبلیغ کردند که امروز وقتی وارد سایت های اینترنتی میشوید می بینید سایت های ضد باربی هم راه افتاده و خانواده ها در غرب از دست این عروسک شاکی هستند!))

هم اینک سایتهای ضد باربی به وفور از بلوغ زودرس دختران مأنوس به باربی خبر می دهد و این یعنی باربی قادرست در کوتاه مدت ، بر اخلاق جنسی کودکان تاثیر بگذارد.

همین سلطه باربی بر عروسکها و تفکرات کودکان باعث شد که دولتها و اندیشمندان مخالف با اباحه گری و بی قیدی جنسی ، به فکر مقابله با این خون آشام زیبا رو بیافتند .

پس از مدتی خبرهای جهان و رسانه های بین المللی حاکی از تولد خواهر و برادری به نام سارا و دارا بودند که در ایران پا به عرصه مبارزه با باربی نهادند ، البته این دو عروسک به گفته سازندگان آن هیچ قصدی برای مقابله با باربی نداشتن و طراحی آنها فقط بررسی یک حرکت فرهنگی بوده و هیچ القای سیاسی یا مقابله ای با کسی یا عروسکی نداشته است ولی از آنجا که رسانه جهانی و در پشت آن غرب ، به این دو کودک معصوم دامنه های فراوان زدند ، نا خواسته این خواهر و برادر کم سن و سال در مقابل باربی قرار گرفت که حداقل ۴۰ سال از عمر آن میگذشت!

چرا که این دو عروسک ملی نماد و سمبل فرهنگ و هویتی به شمار میرفتند که با فرهنگ و هویت باربی در تعارض جدی قرار داشت و به همین دلیل گریزی برای آنها نبود .

سایت بی.بی.سی با توجه به این موضوع گزارش داد:

((به نظر میرسد دارا و سارا ، خواهر و برادر دو قلویی هستند که دو نفری برای رقابت با باربی به میدان آمده اند.))

در بسیاری از گزارش ها و اخبار ارسالی توسط این رسانه تاکید شده بود که لباس های سارا طوری طراحی شده است که نمیتوان آنرا از تن او جدا کرد! پیرو همین موضوع آقای مهدی باقری مدیر روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میگوید :

((یک خبرنگار خارجی برای مصاحبه درباره دارا و سارا به ایران آمده بود. اوپیش از مصاحبه خواستار دیدن عروسکها شد و در کمال تعجب شروع به خارج کردن لباسهای سارا کرد و پس از اطمینان از امکان پذیر بودن این کار گفت: حالا میتوانیم مصاحبه کنیم!.))

نشریه یو.اس.تودی در همان زمان با انعکاس خبر ساخت عروسکهای ملی در ایران نوشت :

((باربی کنار برو! سارا با چادر می آید!))

خبرگزاری آسوشیتد پرس نیز پوشش چادر سارا را جواب ایران به باربی دانست.

یک روزنامه سوئیسی نیز یک سال بعد نوشت: (( باربی آمریکایی به سارای ایرانی حسادت میکند!))

البته جبهه برخورد با عروسکهای ملی تنها به گفتن و نوشتن منحصر نشد بلکه به فاصله کوتاهی پس از تولد سارا و دارا ، عروسکهای جدیدی پا به میدان مبارزه گذاشتند از جمله عروسک شیمی(شمعون) بود که دقیقا ۵ روز بعد از رسمی شدن تولد دارا و سارا ، بی.بی.سی اعلام کرد ما در مقابل عروسکهای مذهبی دارا و سارا ؛عروسک شیمی را ساخته ایم!

شیمی اولین عروسک کلیمی بود که در هر دست ۴ انگشت داشت و به جای بینی یک تکمه قرمز در صورتش تعبیه شده است، همچنین با فشردن دستش یک دعای مختصری از تورات میخواند! شیمی بر اساس قوانین یهود ساخته شده و کودکان یهودی با آن شناخته میشوند!

در فاصله کوتاهی بعد از شیمی ، دوست دختر وی ریوکاله روانه بازار شد؛ ریوکاله عروسک آوازخوانی است که ۲ سرود مذهبی یهود را زمزمه میکند و همیشه در کنار اسطوره محبوبش شیمی قرار دارد.

چرا غربی ها به این شدت علیه دارا و سارا جبهه گرفتند؟

چون آنها میدانستند که با ظهور این دو عروسک فرهنگی، ملی گرا و مقید به آداب قومی اصیل و کشوری کهن به نام ایران ، افکار جهانی پی به نقشه شوم باربی و سازندگانش میبرند و آن موقع است که همه اشاره ها و حملات به سمت باربی نشانه خواهند گرفت و مقصر اصلی انحرافات اخلاقی ، و انحطاط فرزندان و جامعه خود را میشناسند و حتما او را محاکمه خواهند کرد و چه مجازاتی بدتر از این که بخواهند باربی را خانه نشین کنند!

پرنسسی که همیشه در کوچه خیابان جولان میدهد و هر شب هم آغوش معشوقه ای جدید است ، اکنون باید در خانه بنشیند و خانه داری کند و ظرفهای نشسته شام دیشب را بشوید!

و البته غربی ها حق داشتند چرا که در مدت زمان کوتاهی بعد از دارا و سارا ، مصری ها  با الهام گرفتن از این دو کودک زیر ۸ سال ، دست به طراحی و تولید عروسکی به نام لیلا زدند که در باره او چنین میگویند:

((لیلا عروسکی مصری است که نماینده یک دختر عرب است ، همنشین لیلا برادرش است که بهترین دوست او به شمار می آید ؛ لیلا تمامی خصوصیاتی را که بیانگر یک دختر عرب است دارد.))

همچنین یک زن مسلمان مقیم آمریکا به تقلید از عروسک های دارا و سارا ، عروسکی را با لقب باربی مسلمان ساخته و به بازار عرضه کرد ، این عروسک که در آمریکا و کانادا از طریق اسباب بازی فروشی ها و در اروپا از طریق مساجد به فروش میرسید ، توسط یک شرکت آمریکایی ساخته شد. این عروسک رزانه نام داشت و اهداف وی را ، فعالیتهای بیرون از خانه با حجاب و پوششی اسلامی که  شامل روسری بلند و سفید بود و درکیف خود لپ تاپ و عینک آفتابی نگه میداشت ، در بر داشت.

ماجرا به اینجا ختم نشد زیرا به زودی عروسکی محجبه و چشم مشکی به نام فولا در ویترین فروشگاههای کشورهای خاورمیانه دیده شد که نماد و سمبل یک دختر مسلمان بود که به رقابت تنگاتنگی با باربی پرداخت ؛ فولا که دارای مانتو و روسری های زیبا و ظریفی بود ، به عنوان عروسک جایگزین باربی ، تا حدود زیادی طرفداران بسیاری در کشورهای اسلامی پیدا کرد.

سازنده این عروسک درباره نقش فولا در اذهان عمومی میگوید:

(( فولا عروسکی راستگو ، با محبت و با احساس است و به پدر و مادرش احترام میگذارد! ))

به همین دلیل بود که غرب و باربی با دارا و سارا ، این دو کودک معصوم ایرانی این گونه مقابله کردند ، زیرا میدانستند که قویترین سرباز فرهنگی آنها و همچنین بزرگترین بازار سودجویی شان از بین خواهد رفت.

6 نظر برای پژوهشی در عروسک امریکایی باربی

  • با سلام و خسته نباشید
    مطلب بسیار جالب و روشن کننده ای بود! با اجازه قسمتی از متن را با ذکر منبع برای دوستانم ایمیل مینمایم تا آنها نیز بی نصیب نمانند.
    من مدتها بود که به اهداف این عروسک به طور کلی فکر میکردم اما هیچ گاه به این دقت متوجه قضیه نبودم!
    از شما متشکرم
    پیروز باشید
    یاحق

  • دارا و سارا مث باربی با استقبال مواجه نشد

  • خیلی جالب بود واقعا خانواده های ایرانی اگاهی های لازم را در زمینه خرید اسباب بازی برای فرزندان خود را ندارند .لازم است از جانب کارشناسان اقدامات لازم انجام شود.

  • I’ve been absent for a while, but now I remember why I used to love this site. Thank you, I will try and check back more frequently. How frequently you update your site?

  • در مورد سلیقه ایرانیان در انتخاب زن و مرد به هیچ عنوان موافق نیستم.
    اینکه مرد شکم داشته باشد و بینی گوشتی و چاق و زن هم چاق باشد و اینها که فتید بعد از اسلام و در زمان تسلط اعراب به سلیقه ایرانیان تحمیل شد و سلیقه ی اعراب هست.
    به نظر شما یک زن که پوستی سبزه دارد یا ذاتا” چاق نیست باید برود بمیرد؟! آیا زنان امروزی باید همانند زنان دوره ناصرالدین شاه باشند و بگردند؟ به هر حال زمانه عوض میشود و باید به روز بود و این هیچ ربطی به عروسک های باربی ندارد هر کسی با هر رنگ مو و چهره ای ممکن است به زعم خود زیبا باشد.
    این شما هستید که کوتاه فکرید !!

پاسخ دهید


3 × = بیست هفت

دسته بندی

آمار سایت