• 1,392 بازدید
  • تاریخ:
  • ۰ نظر
جمکران

جمکران

خوب میدانم روزی تو، تمام معادلات ریاضی جهان را، بر هم خواهی زد …

و ما به وسعت جغرافیای وجودِ آسمانی ات؛ رها خواهیم شد از این همه دردِ تنهایی…

و روزگاری خواهد رسید که در ادبیاتِ دلتنگی های ما؛ چشمان تو،

تاریخی ترین روزهای روشن را رقم خواهد زد…

گرچه در این روزگار بی تویی ها،

و در این دیار که لیلی بودن سخت دشوار است،

مدعیان جنون روی تو کم نیستند…

اما بدان این جبرِ روزهای تلخِ نبودنت، سخت ما را آزرده است…

و تا نیایی با هیچ فلسفه ای؛

این نفس های تنگ ما را، راه نجاتی به سوی هوای تازه ی آسمان ها نیست…

و ما ثانیه ای از نبودنت را، با هیچ هندسه ای نمی توانیم در ترازوی عشق قیاس کنیم…

و تو را هیچ قرینه ای نیست تا با آن در این تاریکی های فیزیکی دنیا، نور را ببینیم…

حتی اگر تمام علوم عالم، را هم خوانده باشیم و خود را مجنونت بدانیم…

باز هم تا تو نیایی و در حضورت، درس بینش و معرفت یک منتظر را پس ندهیم،آرام نخواهیم گرفت…

این روزها جامعه ی مدنی ما، در غیاب تو،

دنیایی از خویش ساخته که در آن سخت می توان در آزمون بندگی سربلند بیرون آمد…

 بیا و در میانِ این همه ناحقی های دنیا، حقوقی را احیا کن که جز نام و یاد خدا در آن هیچ نباشد…