• 1,340 بازدید
  • تاریخ:
  • ۰ نظر

برخى از فقها فتوا داده‏اند که جایز است در این صورت سؤال مى‏شود که چگونه یک چِیزى که تاکنون حرام بوده، اینک در جمهورى اسلامى حلال شده است؟

فلسفه حرمت بازى با شطرنج یا پاسور چیست؟ برخى از فقها فتوا داده‏اند که جایز است در این صورت سؤال مى‏شود که چگونه یک چِیزى که تاکنون حرام بوده، اینک در جمهورى اسلامى حلال شده است؟

به فتوای آیت الله فاضل , اگر ورق و پاسور در عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشند, بازی بدون برد و باخت با آنها اشکال ندارد,(جامع المسایل،ج۱،سوال۹۵۱)
      به فتوای آیت الله بهجت: بازی کردن با آلات قمار از قبیل نرد و پاسور و شطرنج، با برد و باخت حرام قطعی است و بدون برد و باخت احتیاط (واجب) در ترک است و در شطرنج احتیاط شدیدتر است و همچنین بازی پاسور و شطرنج با کامپیوتر نیز اشکال دارد (توضیح المسائل آیت الله بهجت، مسائل متفرقه، ص ۲).
      حرمت قمار
       چند نکته را باید در نظر داشت:
       1. احکام الهى، مبتنى بر مصلحت‏ها و مفسده‏ها است. گستره مصالح و مفاسد نیز، شامل ابعاد جسمى و روحى، فردى و اجتماعى و امور دنیوى و اخروى است.
       2. احکام الهى براى پاسخ گویى به نیازهاى بشر (ثابت و متغیر) است. براى نیازهاى ثابت، احکام ثابت و براى نیازهاى متغیر، احکام متغیر وضع مى‏شود.
       3. احکام الهى، تابع موضوعات است و هر موضوعى، حکم خاص خود را دارد. از این رو ثبات و تغییر احکام، پیوند وسیعى با ثبات و تغییر موضوع دارد. بنابراین ثبات احکام دینى، به لحاظ استوارى موضوعشان است و اگر موضوع عوض شود، دیگر ثبات حکم معنا ندارد. به عنوان مثال خوردن انگور حلال است؛ اما اگر همان انگور تبدیل به شراب شود، خوردن آن نیز حرام خواهد شد.
       4. تغییر موضوع انواع مختلفى دارد: یکى از انواع آن استحاله شى‏ء (تغییر ماهوى) است؛ مانند آنچه در مثال بالا آمد. گونه دیگر آن، تغییر عنوان منطبق بر موضوع است. به عنوان مثال هر شى‏ء نجسى که داراى منفعت حلال نباشد، از نظر شرعى قابل مبادله اقتصادى نیست. از این رو در گذشته فروش خون حرام بود؛ زیرا فاقد منفعت حلال بود. اما امروزه که با تزریق خون، مى‏توان جان بیمارانى را از خطر مرگ رهانید، داراى منفعت حلال است. بنابراین با آنکه تغییرى در ماهیت خون پدید نیامده، عنوان منطبق بر آن تغییر کرده؛ یعنى، خون مصداق امورى واقع شده است که منفعت حلال دارند و لاجرم قابل مبادله اقتصادى است.
       5. بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور، از باب آن است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى‏شود؛ هر چند که با آن شرطبندى نکنند. بنابراین تا زمانى که به این عنوان شناخته مى‏شود، حکم آن حرمت خواهد بود. البته اگر مرجع تقلید در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمى‏دهد


در مقابل گفته شده است که شطرنج امروزه در سطح جهان، آلت قمار به حساب نمى‏آید؛ بلکه آن را نوعى وسیله بازى فکرى مى‏شناسند. بر این اساس شطرنج از نظر موضوع حکم شرعى، تغییر یافته است؛ یعنى، از آلت قمار بودن خارج شده و به تبع آن، حکمش نیز دگرگون شده است.
       6. برخى از مراجع تقلید (مانند آیهاللَّه سیستانى و آیهاللَّه صافى) بازى با شطرنج را مطلقاً حرام مى‏دانند؛ زیرا از نظر ایشان ملاک حرمت شطرنج، آلت قمار بودن نیست؛ بلکه مستقلاً موضوع حرمت است. از این رو آلت قمار بودن و نبودن در حکم آن دخالت ندارد؛ ولى برخى از مراجع دیگر (مانند امام خمینى، مقام معظم رهبرى و آیات عظام فاضل، مکارم و بهجت) آن را به عنوان آلت قمار بودن حرام مى‏دانند. براساس این مبنا اگر شطرنج از آلت قمار بودن خارج شود؛ دیگر حرام نخواهد بود. بنابراین در این مسئله هر کس باید به فتواى مرجع تقلید خود رجوع کند. و در صورتی که از آلات قمار شمرده شود, علت حرمت این است که زمینه فساد و افساد را فراهم می سازد و هر چه موجب ایجاد فساد و یا افساد گردد به حکم عقل و شرع حرام است و بازی با آلات قمار حتی بدون برد و باخت نیز حرام است . ورق بازی , از ابزار قمار است و قمار نیز از جمله محرمات قطعی و از مفسده های مهم اجتماعی است . از همین رو برای دورماندن افراد از خطر ابتلا به قمار و سرنوشت شوم آن , ابزارهای آن نیز تحریم شده است . تحریم این ابزارها, به دلیل مبارزه با پدیده شوم قمار است . گذشته از این که این نوع سرگرمی ها, ممکن است به صورت عادات خطرناکی درآید که در آن , هیچ چیزی عاید فرد نمی گردد; مگر ابطال عمر و ضایع کردن فرصت های طلایی زندگی . از نظر روانی نیز پی آمدهای ناگواری در معاشرت ها در پی دارد و به فرموده قرآن : »همانا شیطان می خواهد به وسیله خمر و قمار در بین شما دشمنی و کینه ایجاد کند«, (مائده , آیه ۹۱). آمار و ارقام نیز نشان داده است , نوع کسانی که به آلات قمار آلوده اند از کمالات انسانی و شرافت نفسانی و شخصیت الهی محروم می گردند و در آستانه بی غیرتی و فحشا و منکرات قرار می گیرند و در معاشرت ها دچار روابط نامشروع قرار می گیرند, اسلام به منظور پیشگیری از این آفات بازی با آلات و ابزار قمار را حرام کرده است .
      البته همان طور که انجام وظایف توأم با فشار و ریاضت است، گناهان نیز شیرین و مطابق میل و هوس انسان است : «حفّت الجنه بالمکاره و حفّت النّار بالشهوات ؛ بهشت برین با سختى‏ها و ریاضت توأم است و دوزخ با شهوت‏ها و میل‏ها». گناه براى نفس امّاره شیرین و انجام وظایف براى نفس، توأم با سختى و رنج است و وقتى کسى شیرینى گناه را چشید، کم‏کم به صورت یک عادت و بیمارى وبال جان او خواهد شد.
           
در بیان احکام الهى چند نکته را هم باید در نظر داشت:
۱٫ احکام الهى مبتنى بر مصلحت‏ها و مفسده‏ها مى‏باشد اما باید دانست که گستره مصالح و مفاسد شامل ابعاد جسمى و روحى و اجتماعى و سرانجام انسان در آخرت مى‏باشد.
۲٫ احکام الهى براى پاسخ گویى به نیازهاى بشر مى‏باشد و نیازهاى بشر دو گونه است:
ثابت و متغیر براى نیازهاى ثابت احکام ثابت و براى نیازهاى متغیر احکام متغیر وضع مى‏شود این بدان جهت است که نه وضع قانون ثابت نسبت به موضوعات متغیر منطقى است و نه وضع قانون متغیر و گوناگون براى همه موضوعات متغیر ممکن است چرا که روز به روز قانون جدید و بلاتکلیفى مواجه خواهیم شد. قوانین ثابت بیشتر در جنبه عبادات و مسائل شخصى رخ مى‏نماید و قوانین متغیر معمولًا در جنبه مسائل اجتماعى بروز مى‏کند که از آن به احکام حکومتى تعبیر مى‏کنیم.
ناگفته نماند احکام حکومتى و کلیه احکام متغیر باید در یک چهار چوب خاصى و حتما منطبق بر اصول کلى بینش‏هاى اسلامى صورت پذیرد لذا همان احکام متغیر باز مبانى ثابت دارند مانند تحقق عدالت حفظ حقوق عامه مردم و عنصر زمان، مکان، مصلحت جامعه اسلامى از مؤلفه‏هاى مهم تأثیر گذارى در تشخیص و تعیین این احکام مى‏باشند.
۳٫ احکام ثابت خود دو دسته است:
الف. احکام اولیه مانند حرمت بى حجابى، حرمت خوردن گوشت مردار، وجوب خواندن نماز به شکل صحیح.
ب. احکام ثانویه که به دلیل وضعیت خاص مثلًا جهل و نادانى یا اضطرار و ناچارى یا اجبار و اکراه دیگرى، مصلحت شخصى افراد مجوز تخلف از احکام اولیه است مثلًا مصلحت شخصى فرد بیمار اقتضاء مى‏کند که در ماه مبارک رمضان وجوب روزه گرفتن را ترک کند یا به جاى وضو تیمم بگیرد و یا حتى براى حفظ جان خود حکم حرمت سرقت را نادیده بگیرد البته این مجوز تا وقتى است که این عناوین اضطرار و اکراه و جهالت باقى باشد و در همان حد نیز اجازه تخلف از احکام اولیه است.
بنابراین نقش عنصر مصلحت چه در احکام اولیه (که همان احکام بر اساس مصالح و مفاسد پى ریزى شده‏اند) و در احکام ثانویه (که به خاطر مصلحت عارضى، احکام اولیه لازم الاجراء نیست) و چه در احکام حکومتى که مصلحت جامعه اسلامى (و نه مصلحت اشخاص و افراد) لحاظ مى‏شود یک امر عقلى و شرعى است. چنانکه رسول خدا (ص) با اینکه گوشت الاغ مکروه است و مسلمانان در یکى از جنگ‏ها به خاطر شدت گرسنگى از آن ارتزاق مى‏کردند به لحاظ بیم بر جاماندن اسباب و وسایل جنگى و صدمه دیدن توان رزمى سپاهان خوردن گوشت الاغ را به حکم حکومتى حرام نمودند.
اما درباره بازى شطرنج و پاسور باید دانست به طور کلى در اسلام بازى با آلات قمار حرام است و حکم به حرمت بازى با پاسور از باب آن است که به عنوان یکى از ابزارهاى قمار شناخته مى‏شود. بنابراین تا زمانى که به این عنوان شناخته مى‏شود، حکم آن حرمت خواهد بود. البته اگر مرجع تقلید در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور تردید کند، فتوا به حرمت نمى‏دهد چنان که از فتواى مرحوم آیت‏الله اراکى (ره) چنین به دست مى‏آید.
در مورد شطرنج یک دیدگاه این است که: به طور کلى امروزه در سطح جهان آن را آلت قمار به حساب نیاورده و نوعى وسیله بازى فکرى مى‏شناسند. بر این اساس شطرنج از نظر موضوع حکم شرعى، تغییر ماهیت داده و به تبع آن حکمش نیز دگرگون شده است.
 انواع بازى‏ها
براى توضیح بیشتر درباره حکم شرعى در بازى با شطرنج، پاسور و باید به عنوان مقدمه نکاتى را متذکر شویم:
۱٫ بازى‏ها به چهار گروه تقسیم مى‏شوند:
- بازى با آلات قمار با شرطبندى
- بازى با آلات قمار بدون شرطبندى
- بازى با غیر آلات قمار با شرطبندى
- بازى با غیرآلات قمار بدون شرطبندى
۲٫ اگر چه درباره تعریف «قمار» میان علماء اختلاف نظر هست ولى بدون تردید، قسم چهارم قمار نبوده، به هیچ وجه حرمتى ندارد. همان طور که تردیدى در قمار بودن بازى قسم اول و حرام بودن آن نیست. بلکه قسمت سوم نیز تقریبا محل اتفاق نظر علماء دینى است که حرام است و بسیارى از فقها اصلًا ملاک قماربازى را توأم بودن آن با برد و باخت و شرطبندى مى‏دانند خواه بازى با آلات قمار باشد و یا مانند فوتبال که فى‏نفسه حرام نیست اما اگر با شرطبندى و برد و باخت مالى همراه باشد، قمار محسوب
شده و حرام مى‏گردد، پس شرطبندى در هرگونه بازى حرام است مگر در موارد استثنایى مانند شنا و تیراندازى.(۱)
تنها مورد محل اختلاف قسم دوم است یعنى، بازى با آلات قمار بدون آنکه با برد و باخت و شرطبندى همراه باشد، لکن قبل از هر چیز باید متذکر شد که قمار بازى با بازى با آلات قمار متفاوت است چه اینکه همان طور که گفته شد ممکن است قمار بازى صورت پذیرد بدون آنکه با آلات قمار همراه باشد وانگهى حرمت بازى‏ها صرفاً به خاطر قمار بودن نیست، بلکه بازى با آلات قمار نیز براساس روایات و نیز فتواى فقها حرام است. اما مقصود از آلت قمار این است که چیزى که نوعا با آن قمار بازى مى‏کنند به عبارت دیگر در عرف متدینین و کسانى که تقید شرعى دارند، آن وسیله را ابزار قمار بازى بدانند ولو آنکه در برخى موارد خاص، چند نفر بدون برد و باخت و شرطبندى بلکه به قصد سرگرمى یا بازى فکرى با آن بازى کنند، این بازى با آلت قمار است و طبق روایات حرام است اگر چه قمار به حساب نیاوریم.
۳٫ اما دلیل تغییر حکم برخى بازى‏ها بدان جهت است که، ممکن است در گذشته چیزى از آلات قمار محسوب شود ولى رفته رفته تغییر ماهیت داده دیگر در عرف متدینین از ابزار قمار محسوب نشود، بلکه به عنوان یک بازى تفریحى و سرگرمى یا یک بازى فکرى درآید (چنان که برخى در مورد شطرنج اظهار مى‏دارند)، در این صورت حکم آن تغییر خواهد یافت زیرا حکم تابع موضوع است و اگر موضوع عوض شود، در واقع موضوع جدید، حکم جدید خواهد داشت بنابراین بهتر است به جاى عبارت «تغییر حکم» در این گونه موارد به عنوان «تغییر موضوع» یاد کنیم تا افرادى که دقت کافى به عمل نمى‏آورند نگویند اگر حلال و حرام پیغمبر (ص) ابدى است پس چرا حکم خدا عوض مى‏شود و در یک زمان حرام است و در زمانى دیگر حلال.
۴٫ گاهى مرجع تقلید به عنوان یک کارشناس امور دینى، یقین دارد که یک وسیله‏اى الان از آلات و ابزار قمار محسوب مى‏شود، در این صورت حکم به حرام بودن بازى با آن مى‏دهد ولى گاهى ممکن است در صدق این عنوان شک داشته باشد، بنابراین فتواى هر مرجع تقلیدى براى مقلدین ایشان اعتبار دارد همان‏طور که به هر پزشکى اگر مراجعه کنید با توجه به تخصص او به دستورات او عمل مى‏کنید، لذا ممکن است یک مرجع تقلید مانند حضرت آیت‏الله‏سیستانى یا صافى گلپایگانى بازى با شطرنج را مطلقا حرام بدانند ولى برخى مراجع دیگر مانند امام خمینى، مقام معظم رهبرى، آیات عظام فاضل، مکارم و بهجت به عنوان آلت قمار بودن حرام مى‏دانند که اگر از آلت قمار بودن خارج شود دیگر حرام نخواهد بود، بنابراین هرگونه بازى اگر همراه شرطبندى باشد و یا با آلات قمار باشد حرام است مانند تخته نرد و شرطبندى در فوتبال ولى در صورتى که قبلًا از آلت قمار بوده و اکنون شک داریم که از آلات قمار است و یا در عرف جامعه اسلامى از آلات قمار خارج شده باشد باید نسبت به حکم آن به مرجع تقلید خود مراجعه کنیم.
براى اطلاع بیشتر درباره قمار از دیدگاه آیات و روایات و سابقه تاریخى آن در عصر قبل از بعثت، خوب است به مطالب زیر توجه شود.
 مضرّات قمار
خداوند متعال قمار را در ردیف مى‏گسارى و بت‏پرستى و از کارهاى پلید شیطانى دانسته و دستور به اجتناب داده است. «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون» «اى کسانى که ایمان آورده‏اید. بدانید که شراب، قمار، بت‏ها و چوب‏هاى مخصوص برد و باخت، به تمامى پلید و ناپاک و از کارهاى شیطانى است، پس از این کارها بپریزید تا رستگار شوید».(2)
«میسر»، یعنى، قمار و لذا قمارباز را «یاسر» گویند، ریشه آن «یسر» به معنا آسانى است و علت نامیدن قمار به «میسر» بدان جهت است که به وسیله قمار، مال دیگران توسط قمارباز به آسانى و بى‏زحمت به چنگ مى‏آید.(۳)
چنان که از امام رضا (ع) نقل شده است: «المیسر هوالقمار(۴) میسر همان قمار است»، البته براساس روایات متعددى که از رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) نقل شده است بازى با آلات قمار نیز در ردیف «میسر» برشمرده شده است مانند روایت جابر از امام باقر (ع) که آن حضرت فرمودند وقتى که آیه فوق نازل شد. «
قیل یا رسول الله ما المیسر؟ فقال (ص): کل ما تقومر به حتى الکعاب والجوز» از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند یا رسول الله میسر چیست؟ فرمودند: هر آنچه که با آن قمار بازى کنند حتى مانند قاب یا گردو»(5).
در آیه بعدى نیز خداوند متعال مى‏فرماید شیطان همواره در صدد ایجاد دشمنى و کینه‏توزى میان شما اهل ایمان و نیز بازداشتن شما از یاد خدا و برپایى نماز است و قماربازى و مى‏گسارى ابزار شیطان در نیل به این هدف است، آیا باز هم دست از این کار برنمى‏دارید: «انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوه والبغضاء فى الخمر والمیسر و یصدّکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون»(6)
در آیه دیگر خداوند متعال باز هم مى‏گسارى و قماربازى را در یک ردیف و از گناهان کبیره دانسته است که گرچه ممکن است احیانا داراى منافعى هم باشد اما قطعاً آثار زیان‏بار آن به مراتب بیشتر از سود آن است: «یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیها اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما»(7)
بر اساس آیه دیگر از قرآنکه مى‏فرماید: «حرمت علیکم المیته والدم وما ذبح على النصب و ان ستقسموا بالازلام ذلکم فسق»،(۸) مى‏توان فهمید که تقسیم با ازلام نوعى قمار بوده که در اسلام تحریم شده است.
اعراب دوگونه از لام (تیرهاى مخصوص) داشتند: یکى «ازلام» امر و نهى و دیگرى «ازلام قمار». «ازلام قمار» عبارت بود از ده چوب تیر به نام‏هاى فذّ، توأم، مسبل، نافس، حلس، رقیب، معلّى، سفیح، منیح، وغد. هفت تاى اولى داراى سهم بود به ترتیب از یک تا هفت سهم و سه تاى اخیر سهمى نداشتند
و کیفیت آن چنان که در تفسیر مجمع‏البیان(۹)، آمده است چنان بود که شترى را سربریده و ۲۸ قسمت مى‏کردند و قماربازان ده نفر به عدد تیرها بودند، آنگاه تیرها را مخلوط کرده، هر کس یک تیر برمى‏داشت صاحب تیر «فذ» یک قسمت و صاحب تیر «توأم» دو قسمت، تا آنکه تیر «معلى» به نام او آمده بود هفت سهم مى‏برد و آنان که سه تیر «سفیح، منیح یا رغد» به دست آنها آمده بود، نه تنها چیزى نمى‏بردند، بلکه پول شتر را هم مى‏پرداختند.
در این آیه کریمه، این کار فسق دانسته شده است یعنى قمار و بازى با آلات قمار که همراه برد و باخت باشد گناه بزرگ و خروج از طاعت خداوند سبحان و روى‏آوردن به معصیت مى‏باشد،(۱۰) و واضح است که نه تیرهاى قمار خصوصیتى در تحریم داشته باشند و نه حیوان و گوشت آن
داراى ویژگى خاص باشد، بنابراین اموال به دست آمده از هر نوع برد و باخت و قمارى حرام است،(۱۱) (جز در مواردى مانند مسابقه تیراندازى یا اسب‏سوارى استثناء شده باشد).
خلاصه اینکه بازى قمار که با برد و باخت مالى همراه است اعم از اینکه با آلات قمار باشد یا با هر وسیله دیگرى حرام است و داخل در عناوین «میسر»، «ازلام» مى‏باشد و از نمونه‏هاى تصرف در مال دیگران به نارواست که براساس آیه شریفه «لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»(12) حرام بوده، براساس آیات قطعى قرآن و نیز روایات وارده حرام مى‏باشد.
نکته مهم دیگر بازتاب روانى بازى قمار است که باید اعتراف کرد قمارباز همیشه بازنده است، چون اگر ببرد حریص‏تر مى‏شود که باز هم دست به قمار بزند و مسلم است که او همیشه برنده نخواهد بود و سرانجام همه آن چیزهایى را که در دفعات قبل برده بود، خواهد باخت. مخصوصا چون ثروت بادآورده است، نه نتیجه کار و کوشش، قدر آن را نمى‏داند و به زودى آن را از دست مى‏دهد. چه قدر قساوت قلب مى‏خواهد کسى که اموال و دارایى و گاهى تمام زندگى و خانه و کاشانه دوستش را بگیرد و او و خانواده‏اش به روز سیاه بیفتد و خود با دارایى آنها به عیش و نوش بپردازد، چنان که در برخى روایات وارد شده است،(۱۳) قریش (همان‏طور که امروزه نیز گاهى به چشم مى‏خورد) آن قدر به قماربازى ادامه مى‏دادند که حتى زن و بچه خود را بر سر این قمار گرو گذاشته و مى‏فروختند و این است که بازى با آلات قمار نیز حتى اگر بدون برد و باخت باشد نیز حرام شمرده شده است تا کسى اصلًا به این وادى خطرناک که شبکه شیطانى است نزدیک نشود.
کسى هم که مى‏بازد و مى‏کوشد براى جبران شکست روحى و مادى خود بازى را ادامه دهد، چون اعصابش خرد شده است چه بسا تمام زندگى خود
را مى‏بازد و براى تسکین شکست و ناراحتى‏هاى خود به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلى کشیده مى‏شود و در منجلاب مفاسد درمى‏آید و شاید بدین‏جهت باشد که شراب و قمار با هم در این آیات آمده است.
در خصوص برخى بازى‏ها مانند شطرنج، اگرچه از نظر فقهى اشکال آن برطرف شود ولى باید دانست که «فقه» مرز نهایى میان حرام و واجب را مشخص مى‏کند اما از دیدگاه برخى کارشناسان مانند «شانتال شوده»، قهرمان شطرنج فرانسوى، شطرنج یک ورزش خسته‏کننده است پرداختن به شطرنج سایر منابع ذهنى را از کار مى‏اندازد و دیگر فعالیت‏هاى ذهن، بیهوده و پوچ مى‏شود. شطرنج مى‏تواند به مفهوم «نظریه پاسکالى» با فشارى که بر یک نقطه از بدن (مغز) وارد مى‏سازد اختلال حواس ایجاد کند.
یکى دیگر از مضرات شطرنج، کینه و عداوتى است که میان بازیکنان پدید مى‏آید، چنان که «الخین»، قهرمان دیگر شطرنج مى‏گوید: «براى برنده شدن در بازى شطرنج، باید از حریف خود متنفر شد». مهمتر از همه آنکه بازى با پاسور و شطرنج و عمر انسان را تلف و اعصابش را فرسوده و روانش را آشفته مى‏سازد.
بعضى از جواب‏هاى ما سلسله‏وار و مترتب بر یکدیگر است. مخصوصا در باب دستورات اخلاقى و سیر و سلوکى باید بدانیم براى مورد خاصى قبلًا چه راهکارى را ارائه کرده‏ایم و از نتایج آن آگاه شویم تا به ترتیب راهکارهاى بعدى بیان شود. از این رو شماره‏ى نامه قبلیحتما لازم است و شما هم در نامه بعد هم شماره‏ى نامه قبل را و هم شماره‏ى نامه‏اى که اکنون به حضورتان ارسال مى‏شود، ذکر کنید. براى جواب این سؤال شما اکنون یک خط و سیر کلى را پیشنهاد مى‏کنیم و اگر خواستید کامل‏تر و ریزتر وارد جواب شویم در نامه بعد با ذکرشماره‏ى نامه‏هاى قبلى، ما را مطلع سازید.
به طور غالبى سیر الى الله و وصال حق تدریجى و پله پله میسر مى‏گردد. در این‏باره راهکارهاى زیر را عملى کنید:
۱٫ فراگیرى یک دوره کامل اصول عقاید: باید اصول اعتقادات را از روى یقین بپذیرید چون اصول دین تقلیدى نیست. به ترتیب از اصل توحید و خداشناسى شروع کنید تا به معاد برسید. اگر در این باب زمینه ى مطالعاتى ندارید از کتاب‏هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى آغازکنید و سپس از کتاب‏هاى استاد شهید مطهرى. کتاب‏هاى شهید مطهرى مثل: «توحید»، «نبوّت»، «اصل عدل در اسلام»، «امامت و رهبرى»، «معاد».(14) کتاب «عدل الهى» آن شهید هم مفید است. کتاب «آموزش عقاید» اثر استاد مصباح هم در سیر مطالعاتى اصول عقاید مفید و لازم است.
۲٫ شناخت واجبات و محرمات و رعایت آن: از ضروریات سیر الى الله دانستن واجبات و محرمات الهى است. در این باره باید با رساله و مسایل شرعى آشنا شد و حداقل واجبات و محرمات مورد ابتلاى خود را بدانید. کتاب‏هایى مثل: «گناهان کبیره» اثر شهید دستغیب و «گناه‏شناسى» اثر آقاى محسن قرائتى در این باره جزو سیر مطالعاتى شما قرار گیرد.
۳٫ شناخت صفات زشت و زیباى انسانى: در سیر الى الله شناخت صفات و حالات پسندیده و نکوهیده لازم است. در این مرحله فقط باید بشناسید که انسان چه صفات نیک و بدى دارد و شخص شما چه صفات نیک و بدى دارید که بر وجودتان سلطه انداخته است. اینکه راهعلاج صفات رذیله چیست، مربوط به مراحل بعدى مى‏شود. هم اکنون فقط باید یک انسان‏شناسى و خودشناسى نسبى را فراگیرید. یک سیر مطالعاتى هم در این باره لازم است. بعضى از کتاب هایى که مستقیم یا غیرمستقیم به این موضوع پرداخته‏اند عبارتند از:
- «چهل حدیث»، امام خمینى (ره).
- «خودشناسى براى خودسازى»، استاد مصباح یزدى.
- «حسد»، آیت الله سیدرضا صدر.
- «اخلاق اسلامى»، شهید دستغیب.
- «عجب و ریا»، سید احمد مهرى.
- «فطرت»، شهید مطهرى.
از دیگر مطالعات بسیار مؤثر در الگوگیرى عملى، آشنایى با سنت و سیره پیامبر (ص) و امامان (ع) و احوال بزرگان و اولیاء خدا و همچنین مطالعه خاطرات و وصیت‏نامه‏هاى برخى از شهداء بزرگوار مى‏باشد.
در آخر تأکید مى‏شود سیر مطالعاتى را مرتب انجام دهید روزى اگر چه یک ساعت باشد.

پى‏نوشت‏
 (1) ر. ک: انصارى، شیخ مرتضى، المکاسب، ذیل بحث قمار از مکاسب محرمه- شهیدى تبریزى، حاج میرزا فتاح، هدایهالطالب الى اسرار المکاسب، قم، مکتبه آیت‏الله‏مرعشى النجفى، ۱۴۰۷، ص ۹۵- النجفى، محمد حسن، جواهرالکلام، ج ۲۲، نجف، دارالکتب الاسلامیه، الطبعه السادسه، ص ۱۰۹٫
 (2) مائده (۵)، آیه ۹۰٫
 (3) قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج ۷، ص ۲۶۳٫
 (4) الحر العاملى، محمد بن الحسن، وسائل‏الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۱۹، ح ۳٫
 (5) همان، ح ۴٫
 (6) مائده (۵)، آیه ۹۱٫
 (7) بقره (۲)، آیه ۲۱۹٫
 (8)) مائده، آیه ۳)
 (9) طبرسى، پیشین، صص ۲۴۵- ۲۴۴٫
 (10) همان، ص ۲۴۵ و نیز: هاشمى رفسنجانى، على‏اکبر، تفسیر راهنما، ج ۴، قم، دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، ۱۳۷۴، ص ۲۳۳٫
 (11)) هاشمى رفسنجانى، همان (
 (12) بقره، آیه ۱۸۸- نساء، آیه ۲۹ و نیز ر. ک: آیات ۱۶۱ نساء و ۳۴ توبه.
 (13) ر. ک: وسایل‏الشیعه، پیشین، ج ۱۲، صص ۱۲۱- ۱۱۹٫
 (14)) این چند کتاب مجموعا در جلد چهارم مجموعه آثار شهید مى‏باشد.
 
منبع: پرسمان